به یاد آرش

چند روزی بود حال خوبی نداشتم، بی‌قرار بودم. ناخودآگاهم می‌گفت احتمالا من یکی از این جان‌باختگان را می‌شناسم. چند بار عکس‌های آنها را دیدم. چیزی یادم نیامد. امروز صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم یکی از دوستان عزیزم، پیامی فرستاده به همراه...
ادامه

حسرت پنهان‌شده

تو نه خوابی، نه خیالی نه تمنای محالی نه ز دیروز و نه فردا نه ز افسانه، نه رویا رویای منی، خواب منی، در دل بیداری من تو حسرت پنهان‌شده در خنده و در زاری من دار و ندار من و دل، سوخته در آتش درد آه که آوار جنون، با من دیوانه چه کرد! دار و...
ادامه

پیامی به ری‌را

اگر دردم یکی بودی چه بودی وگر غم اندکی بودی چه بودی پ.ن. برای بازماندگان جان‌باختگان، آرزوی صبر دارم.
ادامه

از گلوی من دستاتو بردار

آهای خبردار ، مستی یا هوشیار، خوابی یا بیدار، خوابی یا بیدار تو شب سیاه، تو شب تاریک، از چپ و از راست، از دور و نزدیک یه نفر داره جار میزنه جار، آهای غمی که مثل یه بختک رو سینه‌ی من شده‌ای آوار، از گلوی من دستاتو بردار دستاتو بردار از...
ادامه

یادداشت‌های شخصی در مورد مهندسی نرم‌افزار

متن زیر از نوشته‌های فرانسوا شوله (François Chollet) خالق Keras  و نویسنده‌ی کتاب Deep Learning with Python   در سایت medium با عنوان Notes to Myself on Software Engineering است. چون خیلی آموزنده بود، همه‌ی آن را در اینجا آوردم تا در...
ادامه