شازده کوچولو

شازده کوچولو : آخرش اونایی واسم می‌مونن که اصلاً روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودم‌شون حاشیه زندگیم! روباه گفت : اونا هم منتظرن بیار‌ی‌شون وسط که برن...  ...
ادامه

بعد از چند ساعت مهمانی، چه حالی داری؟

مقدمه: چند روز پیش مقاله‌ای را یکی از دوستان در لینکدین به اشتراک گذاشته بود که عنوانش نظرم را جلب کرد. مقاله درباره‌ی افراد درون‌گرا و ویژگی‌های آن بود. مقاله را خواندم و برایم جالب بود. ابتدای گفتگو نوشته بود: پس از چند ساعت مهمانی، چه...
ادامه

آن قضیه کنسل شد!

به نقل از کانال تلگرامی آقای مهدی معارف؛ با سپاس فراوان از احمد آقای عزیز. شکسپیر، حافظ، و تولد دوباره! ▫️پدر من اصولا هیچوقت با مقوله ی مهاجرت میانه ی خوبی نداشت. حرف حسابش این بود که بچه جان! تو با پول مالیات این مردم دانشگاه دولتی درس...
ادامه

به یاد واچک

مقدمه: سال‌ها پیش که مشغول ترجمه‌ی کتاب بودم، عزیزانی کمک کردند تا سایتی راه‌اندازی شود به نام واچک. آن موقع کار کوچکی به نظر می‌رسید. اما روز به روز اهمیت و کاربرد آن برای من بیشتر شد. حالا هر وقت دنبال برابر فارسی واژه‌ای در حوزه‌ی...
ادامه

روزی که وایر ما کراس کرد!

بخشی از خاطرات شنیدنی دوستانی که اینجا هستند، به موضوع زبان و زبان‌آموزی ارتباط دارد. وقتی با آنها از دشواری زبان‌آموزی و خاطرات خنده‌دار آن صحبت می‌کنم، همه روی یک موضوع تاکید دارند: راحت باش، همه‌ی ما از این خاطرات داریم. چند وقت پیش...
ادامه