خاطرات: سجاد

همه چیز از مهر 93 شروع شد! وقتی وارد کلاس شدم، صندلی های ردیف جلو جا نبود و ردیفای آخر نشستم، طولی نکشید که یک مرد  با کت و شلوار  وارد کلاس ‌شد، نمیدونم شاید خوش شانس بودم که صندلی کنار من خالی بود، سر صحبت را با هم باز کردیم، بنظر آدم با تجربه و جالبی میومد، از...
صفحه 5 از 512345