هیچ وقت فکر نمی‌کردم یک “قوی سیاه” تا این اندازه مرا به دردسر بیندازد!

 

چندان که نگاه می‌کنم حیرانی است

سرگشتگی و بی سر و بی سامانی است

در بادیه‌ای که دانشش نادانی است

گردون را بین که جمله سرگردانی است

 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
مرجع: گنجور

گزیده:
ندارد

 

1+
Share