ناگفته‌هایی از بیل‌گیتس و زاکربرگ
مترجم: امیرعلی رمدانی؛ به نقل از روزنامه‌ی دنیای اقتصاد

چه عاملی موجب شده که تدریس یک استاد واحد به دو دانشجوی انصرافی دانشگاه هاروارد، آنها را تبدیل به اولین و چهارمین فرد ثروتمند دنیا کند؟ آن هم با فاصله ۲۶ سال از یکدیگر! آقای «هری لوییس» استاد کامپیوتر و ریاضی دانشگاه هاروارد، در سال ۱۹۷۶ استاد بیل گیتس و در سال ۲۰۰۲ استاد مارک زاکربرگ بود و این استاد و شاگردی، پیش از ترک تحصیل بیل گیتس به‌منظور تاسیس مایکروسافت و قبل از تاسیس فیس‌بوک از سوی زاکربرگ بود. لوییس به‌خاطر می‌آورد که گیتس تمام شب را روی راه‌حل جدید مسائل مطرح شده در کلاس کار می‌کرد و سوال زاکربرگ را به‌خاطر می‌آورد که از او پرسیده بود: آیا می‌تواند از نام او در یک شبکه اجتماعی جدیدالتاسیس استفاده کند؟ این دو شاگرد رابطه بسیار صمیمی و نزدیکی با استاد خود داشتند.


ناگفته‌هایی از بیل‌گیتس و زاکربرگ
هری لوییس دکترای خود را در رشته ریاضی کاربردی از دانشگاه هاروارد اخذ کرده بود و در سال ۱۹۷۴ عضو هیات علمی شد. دو سال بعد زمانی که فقط ۲۸ سال داشت، لوییس یک مساله قدیمی به نام «مساله پنکیک» را در کلاس ریاضی کاربردی معرفی کرد. لوییس از دانشجویان می‌خواست پنکیک‌‌ها را که اندازه‌های مختلف داشتند، با حداقل حرکت از اندازه بزرگ به کوچک مرتب کنند. کلاس تمام شد و هیچ‌کس جواب را نمی‌دانست. پس از گذشت چند روز، گیتس که تمام شب را روی جواب مساله کار کرده بود با یک راه‌حل به دفتر لوییس آمد و پاسخی که ارائه کرد، متفاوت از جواب لوییس بود. با اینکه راه‌حل او ابتکاری نبود اما از راه‌حل دانشجویان دیگران مناسب‌تر به نظر می‌رسید. هنگامی که لوییس انگیزه و پشتکار گیتس را ملاحظه کرد، او را به استاد ریاضی دیگر دانشگاه هاروارد به نام «کریستوس پاپادیمیتریو» معرفی کرد. دو سال بعد گیتس و پاپادیمیتریو که استاد دانشگاه «برکلی» نیز بود با همکاری یکدیگر در ژورنال ریاضیات گسسته گزارشی در مورد مساله پنکیک منتشر کردند.

لوییس در مورد گیتس می‌گوید: او دانشجوی با اراده‌ای بود وبار‌ها به او پیشنهاد شد استادریاضی شود، اما او به‌دنبال پازل‌ها و چالش‌ها می‌رفت و درصدد بود به دیگران ثابت کند که قادر به انجام کارهایی است که دیگران نمی‌توانند. پشتکار و اراده گیتس او را به مسیر متفاوتی برد، البته مسیری که او انتخاب کرد از علاقه وی به ریاضی و کامپیوتر نشات می‌گرفت، اما موفقیت‌های او و شرکت مایکروسافت به قدری چشمگیر بود که، نام گیتس را به مدت ۲۴ سال در صدر لیست Forbes ۴۰۰ به‌عنوان ثروتمندترین فرد آمریکا قرار داد. لوییس در خاطراتش می‌گوید: آن سال‌ها یکی از استادان می‌گفت «گیتس با کار روی مایکروکامپیوترها وقت خود را تلف می‌کند، زیرا مسائل حل نشده بسیاری برای کامپیوترهای بزرگ وجود دارد و تلاش او بی‌فایده است.» اما من همیشه نظر دیگری نسبت به او داشتم: « او با یک ذهن جوان که کمتر به فناوری‌های موجود متعهد است، باید مدت زیادی بگذارد و زمان خود را روی مسائل جدید صرف کند. البته باید به این نکته توجه داشت که برای این کار به‌عنوان یک دانشجو باید بی قید و مطمئن باشید و نظر دیگران را نادیده بگیرید». این استاد ۷۰ ساله همچنین به‌خاطر می‌آورد: روزی گیتس ساعت روی دیوار کلاس را طوری تنظیم کرده بود که کلاس زودتر تمام شود، گیتس برنامه‌های کدنویسی کامپیوتری زیادی می‌نوشت و تقریبا با بیشتر برنامه‌های ساده کد نویسی آشنایی داشت.

لوییس در این دیدار در مورد عملکرد زاکربرگ در کلاس اظهار نظر نکرد، اما فعالیت‌های زاکربرگ قبل از تاسیس فیس‌بوک را به‌خاطر می‌آورد. در سال ۲۰۰۴ زاکربرگ ۲۰ ساله ایمیلی به لوییس ارسال کرد و نوشت آیا اجازه دارد از نام او در وب‌سایتی که خلق کرده استفاده کند و آن‌را‌ «شش درجه هری لوییس» نام‌گذاری کند؟ وب‌سایت «شش درجه هری لوییس» به‌عنوان محرک فیس‌بوک شناخته می‌شود. لوییس در یک نوشته در سال ۲۰۱۲ اظهار کرد مارک زاکربرگ که دانشجوی کلاس تئوری کامپیوتر من بود این شبکه را با استفاده از آرشیوهای روزنامه کریمسون هاروارد و پیوند دادن نام‌هایی که در همان روزنامه بودند ایجاد کرد. چند ماه بعد از ساخت شش درجه، زاکربرگ یک شبکه ساخت و با هدف ارتباط میان دانشجویان نام آن را فیس‌بوک نهاد. او در همان سال از هاروارد ترک تحصیل کرد و به سیلیکون رفت تا فیس‌بوک را بسازد، که ماهانه ۲ میلیارد کاربر فعال در دنیا دارد و زاکربرگ را به چهارمین فرد ثروتمند در لیست Forbes ۴۰۰۱ تبدیل کرده است. لوییس به‌عنوان استاد این دو نابغه که در آنها سال‌ها از نزدیک شاهد فعالیت‌های آنها بود، موفقیت مایکروسافت و فیس‌بوک را تصادفی تلقی نمی‌کند، گیتس و زاکربرگ متوجه اهمیت موضوعی شدند که در آن زمان دانشکده توجهی به آن نمی‌کرد. دپارتمان‌های روانشناسی و جامعه‌شناسی هاروارد در اوایل دهه ۲۰۰۰ در تلاش بودند شبکه‌های اجتماعی را ایجاد کنند اما روش‌ها و رویکرد آنها به این موضوع منسوخ شده بود.

زاکربرگ به‌عنوان یک کارآفرین الهام بخش درصدد بود فصل مشترک نیاز آن روز جوانان و تکنولوژی را ببیند. او و بسیاری از دانشجویان در آن سال‌ها دائما بین دو ساختمان کامپیوتر و روانشناسی در رفت‌وآمد بودند و روی موضوع شبکه‌های اجتماعی کار می‌کردند. اما زاکربرگ کسی بود که توانست با پشتکارش در این زمینه موفق شود. در ماه مه امسال، زاکربرگ به هاروارد آمد تا مدرک افتخاری بگیرد و برای فارغ التحصیلان سخنرانی کند. زاکربرگ در سخنرانی خود گفت: «اولین پایه‌های ذهنیت من در هاروارد کلاس علم کامپیوتر ۱۲۱ با استاد هری لوییس بود. من برای سر وقت رسیدن به این کلاس همیشه عجله داشتم و حتی یک بار تی‌شرت خود را برعکس پوشیده و متوجه نشده بودم!»

اما لوییس در مورد دو دانشجوی سابق معروف خود که ترک تحصیل کردند و به سوپراستار کارآفرینان تبدیل شدند چه فکری می‌کند؟ لوییس می‌گوید: «مردم دوست دارند بشنوند که برای موفقیت دیگر به مدرک دانشگاهی نیاز ندارید». اما او با این نظر مردم مخالف است. با اینکه گیتس و زاکربرگ از دانشگاه ترک تحصیل کردند اما این افراد حاصل بهترین آموزش متوسطه بودند. هردو نفر آنها قبل از ورود به هاروارد، بسیار تحصیلکرده بودند. گیتس در مدرسه لیکساید در سیاتل، و زاکربرگ در مدرسه شبانه روزی فیلیپ اکستر تحصیل می‌کردند و دوره ‌هایی را هم در دانشکده هاروارد گذرانده بودند. لوییس به‌عنوان استاد هاروارد هنوز به پرورش استعداد‌های جوان می‌پردازد. او در اوایل امسال اعلام کرد که در جولای ۲۰۲۰ بازنشسته خواهد شد و تا آن زمان روی لیستی از کد بیسیک‌ها که دانشجویش بیل گیتس و همکلاسی او پل‌آلن نوشته‌اند کار خواهد کرد؛ چارچوبی که درس تاریخ تکنولوژی و شاید تاریخ بشر را تغییر داد.

گزیده:

“Empty time is not a vacuum to be filled. It is the thing that enables the other things on your mind to be creatively rearranged, like the empty square in the 4 x 4 puzzle that makes it possible to move the other fifteen pieces around.”
Harry R. Lewis

پ.ن: این نوشته مرا یاد استاد نازنین، آقای دکتر رامان رامسین انداخت. برایشان بهترین‌ها را آرزومندم.

1+
Share