شنبه گذشته (بیست و سوم ماه می) اولین جلسه‌ی سخنرانی متدهای چابک در کانون برنامه‌نویسان ایرانی کانادا برگزار شد. این سخنرانی، اولین کار آموزشی من در خاک کانادا است.

به تازگی با این کانون که حدود 500 عضو دارد آشنا شده‌ام. به پیشنهاد دوست عزیزم آقای رضا رحمتی و هماهنگی آقای محمد نادی (مدیر کانون) قرار شد که یک سخنرانی کوتاه سه جلسه‌ای برای آشنایی با متدهای چابک و به‌ویژه اسکرام برگزار شود.

آگهی سخنرانی:

معرفی سخنرانی:

برای معرفی این سه جلسه تصمیم گرفتم که آن را به شکل نامتعارف و نوینی بنویسم که نتیجه‌اش برای خودم هم جالب بود:

عنوان: آشنایی با متدهای چابک از دیدگاه یک توسعه‌دهنده
شرح: به عنوان یک توسعه‌دهنده می‌خواهم بدانم چابکی در توسعه‌ی نرم افزار چیست تا بتوانم در مورد به‌کارگیری آن تصمیم بگیرم یا از آن اثربخش‌تر استفاده نمایم

معیار پذیرش:
– بدانم که توسعه‌ی چابک به چه معناست (چشم‌ها را باید شست، رهیافت، تغییر رهیافت، کانه وین، تعریف چابکی، مدل کلان متدهای چابک)
– بیاموزم که متدهای چابک برای چه پروژه‌ها یا تیم‌هایی مفیدترند (آیا همه باید چابک باشند؟ تفاوت بین چابک بودن و چابک کار کردن چیست)
– بدانم به عنوان یک توسعه‌دهنده در یک تیم اسکرام، باید به چه نکاتی دقت کنم (برآورد، رفتار جمعی، آماده‌سازی بک لاگ، تابلوی اسپرینت، اسکرام روزانه، تعریف انجام‌شده، تعریف آماده، داستان، داستان کاربر، …)
– به عنوان یک توسعه‌دهنده، به چه تکنیک‌ها و مهارت‌های فنی نیاز دارم (بدهی فنی، سرآمدی فنی، برنامه‌نویسی دو نفره، یکپارچه‌سازی پی در پی، آزمون خودکار، …)

هدف اسپرینت (جلسه) یک: چابکی از دید یک توسعه‌دهنده
هدف اسپرینت دو: همکاری یک توسعه‌دهنده در یک تیم چابک
هدف اسپرینت سه: مهارت‌های فنی مناسب برای توسعه‌دهنده در تفکر توسعه‌ی چابک

جلسه‌ی اول:

جلسه‌ی اول تجربه‌ی جالبی برای من بود. برای اولین بار بود که داشتم یک سخنرانی از راه دور انجام می‌دادم. نکته دوم هم این بود که عزیزانی از شرق تا غرب کانادا و حتی اروپا هم در جلسه حضور داشتند که تجربه‌ی جدیدی برای من بود. نکته‌ی سوم هم این بود که من برخی از مطالب را با فرض “همان طور که می‌دانید” طراحی کرده بودم که در پایان متوجه‌ی نادرستی آن شدم. نکته‌ی جالب‌تر این بود که تعدادی از شاگردهای دوره‌هایی که در ایران برگزار کرده بود نیز در این جمع حضور داشتند.

طی جلسه‌ی کوتاهی که با آقا رضا و محمد آقا داشتم، به این نتیجه رسیدیم که باید طراحی دوره را از پایه بازنگری کنیم و به شکل دیگری پیش ببریم. مهم‌ترین عامل تغییر آن هم این موضوع بود که من با فرض “سه جلسه‌ی سخنرانی” به آن نگاه کرده بودم، ولی بازخوردها ما را به این نتیجه رساند که باید آن را به صورت “یک دوره‌ی آموزشی” پیش برد.

3+
Share