بخش اول: حامد، گلدرات و نقشینه

مهندس «حامد عسگری» و ساده‌تر بگویم «حامد» عزیزم، یکی از دوستان خوبی است که همکاری با او نقش به‌سزایی در آموخته‌هایم داشته است. او که دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مهندسی صنایع است، انسانی بدون ادعا، اهل مطالعه و با ژرف‌اندیش.

یکی از آموخته‌های بسیار مهم‌ام در زمینه‌ی «لذت توسعه‌ی نرم‌افزار»  از روزی شروع شد که با حامد در مورد موضوعی صحبت می‌کردیم و او به ناگاه گفت «با تئوری محدودیت‌ها آشنا هستی؟» و من پاسخ دادم «خیر». گفت کتابی دارم که برایت می‌آورم تا بخوانی.

روز بعد (یا چند روز بعد)، به اتاق کارم آمد با کتابی در دست. کتاب «هدف، آموزش مدیریت تولید در قالب یک داستان»، نوشته‌ی «الیاهو گلدرات» ترجمه‌ی «داریوش نقشینه» و «نوشین آشوری». گفت «ترجمه‌اش خیلی خوب است. تا آنجایی که من می‌دانم پدر مترجم صاحب کارخانه‌ای است، مترجم می‌دانسته که دارد چه چیزی را ترجمه می‌کند و خودش هم آنها را به کار گرفته است». البته در مورد نویسنده‌ی کتاب هم مطلبی گفت که در ادامه داستانش را خواهم گفت.

کتاب را گرفتم. از شب همان روزی که کتاب را از حامد گرفتم، شروع کردم به خواندن کتاب. ترجمه‌ی کتاب فوق‌العاده و تأثیرگذار بود. به یاد رمان‌های عاشقانه‌ای می‌افتادم که در جوانی با علاقه می‌خواندم. دیگر نتوانستم از کتاب دل بکنم. کتاب را می‌خواندم و لذت می‌بردم.

بیراه نگفته‌ام اگر ادعا کنم که یکی از کتاب‌هایی که تفکرم را نسبت به نرم‌افزار  تغییر داد و مسیر زندگی و کاری‌ام را بازطراحی کرد، کتاب «گلدرات» بود.

از آن کتاب نکات زیادی یاد گرفتم «درایور زندگی و کسب‌وکار چیست؟»، «گلوگاه چیست و به چه کار می‌آید؟»، ….

ELI_GOLDRATT

بخش دوم: دکتر حاجعلی، صنعت خودرو، گلدرات و تئوری محدودیت‌ها

ماجرا به همین جا ختم نشد.

یکی دو سال بعد، افتخار پیدا کردم به دعوت آقای دکتر حاج‌علی، دوره‌ی «تحلیل و مدلسازی فرایندهای کسب‌وکار» و «تحلیل نیازمندی‌ها» را در شرکتی که ایشان در آن مسئولیت داشتند، برگزار کنم. دوست بزرگوارم، آقای دکتر حاج‌علی که انسانی دوست‌داشتنی، فرهیخته، بادانش، تحصیل‌کرده و البته آشنا با مشکلات سیستم‌های نرم‌افزار ی است، در آن زمان مدیر سیستم‌ها و فناوری اطلاعات این شرکت بودند که با مرتبط با صنعت خودرو بود.

در دوره‌هایی که برای شرکت‌ها برگزار می‌کنم، معمولاً پروژه‌ای از شرکت انتخاب می‌شود و در طول دوره انجام می‌شود. پروژه‌ی پیشنهادی چه بود؟ بله! پروژه‌ای مرتبط با کتاب «هدف» و «تئوری محدودیت‌ها».

دوستان سخاوتمندم محبت کردند و منابع بسیار کمیابی را در زمینه‌ی تئوری محدودیت‌ها در اختیارم قرار دادند. نکات بسیار ظریفی را به من آموختند که بیش از پیش علاقه‌ام را به «تئوری محدودیت‌ها» افزایش داد. از همه‌ی آنها و البته آقای دکتر سپاسگزارم.

گزیده:

مشکلات شما از آنجا ناشی می‌شود که شما نمی‌دانید هدفتان چیست.  گلدرات

Share