شما کد بیشتری نسبت به کدی که خواندید می‌‌بینید
قبل از آن که اطلاعات وارد حافظه‌ی کوتاه‌مدت شوند، وارد مرحله‌ای از پردازش می‌شوند که به آن حافظه‌ی حسی (sensory memory) گفته می‌شود. اگر حافظه‌ی بلندمدت مانند دیسک سخت (hard disk) و حافظه‌ی کوتاه‌مدت مانند حافظه‌ی دسترسی تصادفی ( RAM) باشد، حافظه‌ی حسی مانند بافر ورودی-خروجی (I/O Buffer) است.

حافظه‌ی نمادین (Iconic Memory)
قبل از آن که اطلاعات وارد حافظه‌ی کوتاه‌مدت شود ابتدا از طریق حس‌ها وارد حافظه‌ی حسی می‌شود. موقعی که کدی را می‌خوانید، اطلاعات از طریق چشم‌ها و به صورت مختصر در حافظه‌ی نمادین ذخیره می‌شوند. برای تجربه کردن این موضوع،‌ وقتی این جمله را خواندید، چشم‌هایتان را ببندید. با وجودی که چشمان شما بسته است،‌ کماکان می‌توانید شکل این صفحه را «ببینید»! این تصویر در حافظه‌ی نمادین شما ذخیره شده است.
[مثالی دیگر:‌ شب بیدار می‌شوید تا یک لیوان آب بنوشید و چراغ آشپزخانه را روشن می‌کنید. خیلی سریع و ناگهانی، لامپ می‌سوزد و در تاریکی می‌مانید، اما با توجه به نگاه گذرایی که به آشپزخانه داشته‌اید، می‌توانید مدتی خیلی کوتاه تصور کنید که آشپزخانه چه شکلی بوده است. منبع: سایت خودشکوفا]

حافظه‌ی نمادین و کد
همان طور که گفته شد هر آن چه می‌خوانیم ابتدا در حافظه‌ی نمادین ذخیره می‌شود. اما لزوما هر چه در حافظه‌ی نمادین ذخیره می‌شود توسط حافظه‌ی کوتاه‌مدت پردازش نمی‌شود،‌ در نتیجه وقتی که کدی را با جزییات می‌خوانید ناچارید تصمیم بگیرید که چه چیزی را پردازش کنید و چه چیزی را پردازش نکنید. چنین انتخابی آگاهانه اتفاق نمی‌افتد. و این بدان معناست که از نظر تئوری شما می‌توانید اطلاعات بیشتری درباره‌ی کد را نسبت به آن چه در حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌تان پردازش می‌شود، به یاد بیاورید.
به کمک این یافته درباره‌ی حافظه‌ی نمادینُ می‌توان اثربخشی خواندن کد را افزایش داد: ابتدا مدت کوتاهی به کد نگاه کنید و سپس به آنچه دیدید فکر کنید. این تکنیک “کد در یک نگاه” (code at a glance) به شما کمک می‌کند تا تصویری ابتدایی از کد  به دست آورید.

در آزمایش دیگری از برنامه‌نویسان مبتدی،‌ متوسط و خبره خواسته شد تا ۲۱ کلمه‌ی کلیدی در زبان الگول را که به آنها آموزش داده شده بود بنویسند. محققان با این آزمایش توانستند بین یادآوری افراد و شیوه‌ی که آنها بین کلمات ارتباطات ایجاد می‌کنند به یافته‌هایی جدیدی برسند. نتایج مطالعه نشان داد که روش گروه‌بندی کلمات کلیدی توسط افراد مبتدی با خبرگان تفاوت دارد. به عنوان مثال، افراد مبتدی اغلب از جملات به عنوان کمک‌ برای حفظ کردن استفاده می‌کنند مثلا “TRUE IS REAL THEN FALSE”. ولی افراد خبره از دانش قبلی خود در زمینه برنامه‌نویسی برای گروه‌بندی کلمات استفاده می‌کنند مثلا  آنها “TRUE, FALSE” را “IF,  THEN,  ELSE”  ترکیب می‌کنند. این مطالعه دوباره تأیید کرد که روش فکر کردن خبرگان به کد با افراد مبتدی متفاوت است.

گزیده:
یکی از مزایای داشتن حافظه‌ی بد این است که افراد می‌توانند  از این که دارند چیزهای خوب و خوشایند را  برای اولین بار تجربه می‌کنند،  چندین و چند بار لذت ببرند.  🙂
فردریش نیچه

منابع:
منبع: کتاب «مغز برنامه‌نویس» از انتشارات منینگ
عکس از اینجا

Share