نکوداشت استاد فقید شادروان دکتر مرتضی انواری، از بنیان گذاران انجمن انفورماتیک ایران، روز دوشنبه 22 آذر ماه 1389 از ساعت 16:30 تا 17:30 عصر در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف برگزار می گردد. دفتر یاد بودی نیز در وبگاه انجمن انفورماتیک ایران www.isi.org.ir قرار داده شده است

هیأت‌ مدیره انجمن انفورماتیک ایران

—————————————————
از دفتر یادبود انجمن انفورماتیک:

اول مهرماه 1352با او (شادروان مرتضی انواری ) آشنا شدیم ، اما او از سالها پیش و تا سالها بعد همیشه اولین بود و همیشه یاور همه ما : اولین رئیس دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف (1346) پایه گذار دوره کارشناسی ریاضی و علوم رایانه (1347) پایه گذار دوره کارشناسی ارشد علوم رایانه (1349) موسس مدرسه عالی برنامه ریزی و کاربرد کامپیوتر(1352) عضو موسس و برجسته انجمن انفورماتیک ایران(1357) دانشگاهی برگزیده اولین نشست ملی فناوری اطلاعات کشور(1384) و اینک که بیش از همیشه با ماست حرمت حضورش را بعنوان معلمی دلسوز ، استادی نوآور و مردی برای همه فرداها گرامی می داریم. برای درج در ویزه نامه گزارش کامپیوتر در شماره 200دانشجویانش را دعوت به تعریف خاطراتی از او می کنیم تا حافظه ای جمعی بسازیم از بزرگانی که برای ساختن ایرانی سربلند چه رنجها که نبرده اند. حضور جاودانه شده اش را نظیر سایر اساتیدمان ارج می نهیم.
سید ابراهیم ابطحی
—————————————————

دکترانواری عزیز ما یکی از تاثیرگذارترین افراد در تاریخ فناوری اطلاعات کشور است. من خاطرات بسیاری از ایشان دارم که ذکر آنها دراین مختصر نمی گنجد و امیدوارم بتوانم آنها را برای شماره 200 گزارش کامپیوتر (ماهنامه انجمن انفورماتیک ایران) که بخش ویژه ای مخصوص گرامیداشت دکترانواری خواهدداشت آماده کنم. نکنه ای که در اینجا میخواهم بگویم این است که دکتر انواری دو چیز را درحد افراط گونه داشت. یکی عشق به ایران و دیگری باور به توانائیهای جوانان این مرز و بوم. اگر او را شادروان، زنده یاد، مرحوم و امثال اینها خطاب نکردم مرا ببخشید. زبانم برای گفتن اینها نمی چرخد. برای من و همنسلان من دکتر انواری همواره زنده است.
ابراهیم نقیب زاده مشایخ

—————————————————
در سوگش گریستم. یادش زنده و نامش جاودان باد!
مهدی رضوی

—————————————————
تقدیم به خاطرهء آقای دکتر مرتضی انواری ، پدروارهء دانشجویان “مدرسه عالی کامیپیوتر”، که بزرگواریهایش را درهیجانات جوانیمان گم کرده بودیم و اندکی از آن همه نیکی را سالهای بعد شناختیم… در کوچه های ظفر با روزهای دیرگذر درس در کلاس و کارنامهء ماه و سال با روزهای پر شتاب آرزو در پله های پا خوردهء خیال سالها گذشت و رفت ، اما تغافل بزرگ ، دستان تو بود که بی دریغ بر شانه های جوانمان گرم و دلنواز همت گشوده بود اینک هزار حسرت بازم نیاورد شبنمی ازآن خیال ، دستی به نقش عشق ، پایی به پله های آرزو.. لیک ای پدر ، یاد گرامیت زان کوچه ها برون شده اکنون به سطح شهر تا ماندگار شود نام نکوی تو
فرشید رادمند
—————————————————

روحش شاد.


گزیده:
از شمار دو چشم یک تن کم             وز شمار خرد هزاران بیش

Share